خاطره
مسمو میت به روش زن ذلیلی
یک شب ماموریت حدود ساعت یک صبح به من دادند گفتند مسمومیت دارویی پساز رسیدن به محل آقای جوانی کنار ما آمد گفت خانمم خودکشی نموده و درب خانه را باز نمی کند پرسیدم با چه دارویی را مصرف نموده واو گفت استامینوفن من خیلی تعجب کردم وخندیدم گفتم خوب برویم ببینم ولی خانم ما را به خانه راه نداد وگفت که من هیچ کاری نکردم واین آقا را خانه راه نمدهم خلاصه با اصرار ما وپا در میانی وگوش کردن به حرفهای خانم ایشان راضی شد که آقا را به خانه راه بدهد و با هم آشتی نمودند و ما به پایگاه بر گشتیم وآن شب ما به این ماموریت خندیدیم و دانستیم که ما شریک غمها وشادیهای مردم هستیم .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 19:4 توسط مهدی علی اسماعیلی
|
وبلاگ روابط عمومی مرکز مدیریت حوادث کرمان با هدف خبر رسانی سریع ، آموزش و ارتقاء جایگاه اجتماعی - فرهنگی کلیه مخاطبین این وبلاگ از تاریخ یکم شهریور 91 همزمان با عید خجسته و سعید فطر آغاز بکار نموده ، یاشد نظرات شما کاربران چراغ راهمان گردد.